ف…ا…ن…ت…ز…ی

دل نوشته های یک دختر

آرشیو برای ژوئن, 2008

اثر پروانه ای

تاریخ صدر اسلام:

اثر پروانه ای:

اگر پروانه ای در توکیو بال بزند اثر ان در نیویورک و واشنگتن قابل مشاهده است

حالا تو هی دست کن تو دماغت!

مردی متعلق به اسمون ها

امتحانی که فکر می کردم خیلی خراب کرده باشمش با وجود مشکلاتی که پیش اومد برام

از دیر رسیدن سر جلسه و تقریبا نصف زمان امتحان از دست دادن تا تحمل کلی فشار و استرس

به طور باور نکردنی نمرش خوب شد!

خودم می دونم از کجا داره اب می خوره و از چه کسی باید تشکر کنم!

کسی که تیر ماه پارسال از بین همه زمینی ها پر کشید و به اسمونا رفت

عمو منصور تجاره

کسی که زمین برای گنجایش خوبی هاش خیلی کوچیک بود

گسسته ای به شاگرداش درس داد ناگسستنی

عمو ازت ممنونم

دوستت دارم و دلم برات کلی تنگ شده

تا ابد

روحت شاد و یادت گرامی

لق

از زمان طفولیت اندکی لق بودم

و این لق بودن هنوز هم ادامه دارد

خدا

بیدلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد

اینو واسه خودم نوشتم

تولدش مبارک

با یه روز تاخیر تولدش مبارک

تولد دوستم

یه ادم مهربون

خیلی مهربون اروم صبور و دوست داشتنی

دوستش دارم و کلی ارزوی خوب براش دارم!

بیچاره همیشه تولدش بین کنکور و امتحاناست

با اینکه خیلی کمتر می بینمش ولی چیزی کمرنگ نشده بینمون

همون صفا و همون صمیمیت!

زندگی اکشن

باید پیش کسی باشیم که دوستمون داره؟

یا پیش کسی باشیم که دوستش داریم؟

زیاد ذهنتو درگیر این چیزا نکن اخر یکی میاد پیشت که نه دوستش داری نه دوستت داره

این طوری زندگیتم از یه نواختی در میاد

ظرف می شکونی

کتک کاری

خلاصه زندگی سراسر هیجان

برو حالشو ببر

دیگه هم از این سوالات از من نپرس

مدرنیته+سنتی

پیتزای قورمه سبزی

نخند بابا

درست کردن

خودم با این دو تا گوش های خودم تو اخبار شنیدم

وسایل نقلیه عمومی

اتوبوس:

مکانی برای چشم چرونی و انتخاب زوج مناسب

تاکسی:

مکانی برای سانسور

و

خدا به خیر بکنه

اون روزی و که وسایل نقلیه عمومی از تاکسی کوچیک تر بشه

تنفس

تنفس دماغ به دهن

اخیش

امتحانا تموم شد بالاخره

و من هنوز بسی نفس می کشم

حالم خوب نیست

سردرد

سرگیجه

حالت تهوع

امار

جللخالق

این اماری که تو از من در اوردی خودم هم ازش خبر نداشتم

دوست داشتن

من خیلی دوستت دارم!

هه

این که برتری و مزیت نیست

خب خیلی ها منو دوست دارن

اما شاکرا…

فرزندم این یه پیشنهاد بود

اما شاکرا اما کفورا

بعدا که کارنامتو دادن دسته چپت اون وقت می فهمی حرفمو

لالایی

ازم خواست براش لالایی بخونم

کاش می خوندم

البته برای کسی نخوندم و تجربه ندارم

ولی دوست داشتم براش بخونم

اونم بخونه

هی روزگار

این امکان هم وجود داشت که تا صبح خوابش نبره بنده خدا

لالا لالا گل پونه بیا که بدون تو دل خونه

بیا که بدون تو تن خستم لبریز از حسه جنونه

لالا لالا گل لاله زندگی بی تو واسم محاله

بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش می ناله

بحث نکن

از بحث سیاسی کردن متنفرم

کلا از بحث کردن بدم میاد

مخصوصن سیاسی

چون هر دو طرف صد درصد هستن و می خوان بمونن رو نظر خودشون حالا می خواد غلط باشه یا درست

بحث موقعی به نتیجه می رسه که دو طرف صد درصد نباشن

تاسف

یه نفر همین الان برام اظهار تاسف کرد

…..

اقای میم.کاف هم با ماهیته من مشکل داره فکر کنم

باید بذارمش تو شورای حل اختلاف

مزخرفات

نوشته های این جا فقط دل نوشته های خودمه

یه سری مزخرفات و مهملات

فقط باعث می شه شب قبل امتحان بخونیشون بسی امتحانتو خوب بدی

اینو واسه بعضی ها گفتم

خودمو دوست دارم

اگه مذکر بودم خودم خودمو می گرفتم

چون بسی به مقدار فراوان خودمو دوست دارم و با خودم حال می کنم

البته اینا اثرات خود شیفتگیه مضمنه

شاید حل بشه یه روزی

سلطی

با دیدن فامیلیه خود به این شکل

دستان خود را به بالای سر بردم و محکم بر سر خود کوفتم

داشتم فکر می کردم از این غلط تر نمی شد نوشت

البته اگر ی دو نقطه و ل دسته دار موجود بود

می شد نوشت

Older entries »