ف…ا…ن…ت…ز…ی

دل نوشته های یک دختر

بایگانیِ ژوئن 25, 2008

سخنی از یک فیلسوف معاصر 19+1 ساله

من سر چیزایی که موافقم جر و بحث می کنم

من تو خلقت خدا موندم با این موجود خلق کردنش

خب اینم یه مدلشه

کاریشم نمیشه کرد

دل کاروان سرا

من ان نگین سلیمان را به هیچ نستانم

که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

منظور حافظ همون دل کاروان سرا بوده

من و تو مثل محمود

چند وقت پیش داشتم یه عکس می دیدم مال زمان طفولیت رئیس جمهور بود همراه با دوستان

همون عکسو که نگاه کنی با دقت می بینی چند تاشون شدن وزیر

بعد خودمو گذاشتم جای اون

دیدم اگه منم رئیس جمهور می شدم دوستامو می کردم وزیر خودم

پس این همه غر نزنیم ها؟

هممون مثل همیم

اب نمی بینیم وگرنه شنا گر های ماهری هستیم

البته من نه دوست دارم خودم این پست و داشته باشم و نه کسی از اعضای خانوادم اما….

دیگه اماش هم بمونه واسه خودم