ف…ا…ن…ت…ز…ی

دل نوشته های یک دختر

آرشیو برای اکتبر, 2008

مهدی جان

می بینی؟

هوا بار ِ دیگر بس ناجوانمردانه سرد است.

عطسه

تفاوت عطسه کردن دانشجو های ذکور و اناث سر کلاس درس:

دختر:ابتدا به خودش بسیار فشار میاره که عطسه نکنه در این حالت صورتش هم مثل لبو سرخ سرخه از زور فشار

قدم دوم در صورت ناموفق بودن مرحله اول عطسه کردن است که با صدایی شبیه عطسه بچه گربه

پسر: صدایی می اید

صدایی بس هولناک و غریب

ایا نطنز منفجر شده است؟

و نه

این اصوات ناهنجار چیزی نیست جز صدای عطسه یکی از جماعت ذکور کلاس

همسر ازاری

طبق امار رسمی 82 درصد مردم ایران به این مرض مبتلا هستند.

پ.ن: تازگی ها هر اماری که می شنوم برای خودم و ادم های اطرافم سخت افسوس می خورم.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

لذت خوردن الوچه بعد از یک روز سخت کاری

عکس های بدون حجاب گلشیفته فراهانی،همه ایرانی ها را اول کیش و بعد مات کرد

فانتزی نظر خود را اینجا اعلام کرد

به تحقیق دریافته ام که در بعضی مکان ها همه همدیگر و دوست دارند

یکی از اون محل ها

دانشگاه ماست.

خودش حرف می زنه

فکر می کنه

تصمیم می گیره

قضاوت می کنه

حکم می ده

اعدام می کنه

و می ره….

منم می شینم فقط نگاش می کنم

به همین سادگی

اگر جنگی نباشه،اگر علم پزشکی انقدر پیشرفت کنه که هیچکس از روی بیماری نمی ره

بازم ادم ها خود به خود میفتن می میرن!

هر کس یک و فقط یک بار واقعا می میره.

.

.

پ.ن: امروز پست تسلیت می گم خودم و دوباره خوندم تا یه چیزی یادم بیفته

فکر می کردم پیری بد باشه

ولی نه در این حد!