ف…ا…ن…ت…ز…ی

دل نوشته های یک دختر

آرشیو برای هنری

نوستالژی دوران کودکی

دیشب زن مش ماشالا بیدرد مرغای محله رو خبر کرد پاشید واسشون یه چنگ چینه گفت زود بخورین خروس نبینه وقتی که چراشو پرسیدم من گفتش با خروس زری بدم من

محسن نامجو

موسي و شباني دگر

محسن نامجو” و خواندن قرآن همراه با موسیقی

کلیک

منم نظرمو اون جا گفتم دیگه حس تایپ ندارم!

ای ساربان کجا می روی؟ لیلای من چرا می بری

ای ساربان… ای کاروان…. لیلای من کجا می بری

با بردن لیلای من جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی؟ لیلای من چرا می بری

ای ساربان کجا می روی؟ لیلای من چرا می بری

در بستن پیمان ما تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان بر پا بود این عشق ما بماند به جا

ای ساربان کجا می روی؟ لیلای من چرا می بری ؟

ای ساربان کجا می روی؟ لیلای من چرا می بری

تمامیه دینم به دنیای فانی شراره ی عشقی که شد زندگانی

به یاده یاری خوشا قطره اشکی

به سوزه عشقی..خوشا زندگانی

همیشه خدایا محبت دلها به دل ها بماند به سان دله ما

که لیلی و مجنون فسانه شود ..حکایت ما جاودانه شود

تو اکنون ز عشقم گریزانی…غمم را ز چشمم نمی خوانی

از این غم چه حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا…تو مرگه دلم را ببین و برو

چو طوفان سختی ز شاخه ی غم..گل هستی ام را بچین و برو

که هستم من ان تک درختی که در پای طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش ز خشم طبیعت شکسته

پ.ن:بی نهایت این اهنگ رو دوست دارم..اصلا وقتی گوش می دم می رم فضا


عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

فقط یه جمله:

به تو چه مربوطه که خسرو شکیبایی معتاد بود یا نه

….

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

حسین پناهی

می دونی چیه نازی. . . ؟ تو سینه ام ، قلبم داره یخ میزنه ، اونوقتش توی سرم ، کوره روشن کردن . .

خواننده نسل جوان

سعید اسایش با درصد قروقمبیل زیاد

جو زدگی اونم به مقدار فراوان

سیروس الوند در برنامه دو قدم مانده تا صبح:

به نام خداوندی که خسرو شکیبایی را افرید